ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

24

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

من شاهد فقر و تنگدستى باشند و پس از آنكه آب صاف و گوارا مى نوشيده‌اند آب تيره و كدر بياشامند . . . » ابو العباس مبرد مى گويد : از جمله چيزهايى كه عباس بن ابو الفرج رياشى از قول محمد بن سلام جمحى براى من نقل كرد اين است كه چون حجاج ، عمران بن حطان را از خود براند ، او شروع به گردش ميان قبايل كرد و به هر قبيله كه مى رسيد براى خود نسبى را بيان مى كرد كه به نسب آنان نزديك باشد . خودش در اين باره چنين مى گويد : « ميان قبيله بنى سعد بن زيد و عك و عامر عوبثان و لخم و ادد بن عمرو و بكر و بنى غدان فرود آمديم » سپس از آنجا بيرون آمد تا روح بن زنباع جذامى را ديد ، روح از ميهمانان پذيرايى مى كرد و افسانه سراى عبد الملك بن مروان و در نظر او گرامى و محترم بود . پسر عبد الملك دربارهء روح گفته است : به هر كس آنچه را كه به ابو زرعه داده شده بخشيده شود فقه مردم حجاز و زيركى اهل عراق و فرمانبردارى مردم شام به او ارزانى شده است . عمران بن حطان به روح چنين اظهار داشت كه از قبيله ازد است . روح هر شعر نادر و حديث غريبى كه از عبد الملك مى شنيد چون از عمران مى پرسيد آن را مى شناخت و بر آن مى افزود . روح به عبد الملك گفت : من ميهمانى دارم كه از امير المؤمنين هيچ شعر و خبرى نمى شنوم مگر اينكه او آن را مى شناسد و دنباله‌اش را مى افزايد . عبد الملك گفت : برخى از اخبارش را براى من نقل كن . او پاره‌يى از اشعار و جملات او را براى عبد الملك نقل كرد . عبد الملك گفت : اين لغت و لهجه عدنانى است و گمان من اين است كه او عمران بن حطان است . تا آنكه شبى درباره دو بيتى كه مطلع آن چنين است : « خوش باد ضربتى . . . » گفتگو كردند .